دُردانه ام ! چه می بَری از من ، قرار را ؟بنشین دمی ! ... که با تو ببینم بهار را
آه ای طلوعِ معجزه ، ای عشقِ بت شکن !بشکن سکوت تلخ و بُتِ انتظار را ...
سرخ است آنچنان لبِ نوشَت ، که میشودشیرین کنی به کامِ دلم ، زهر مار را !
برگرد ، روزگار من از مرگ بدتر استبرگرد ، تا به خون بکشم ... روزگار را
ای عقل ! زیر بارِ خِرَد ، درد تا به کی؟یک بار بر زمین بزن این ، کوله بار را
در خواب ، بوسه بر لب رویایی اش زدم ،آیا ، ... به بنده می دهد این افتخار را ؟
#محسن_نظری
برچسبها: غزل عاشقانه, محسن نظری, بهترین اشعار, شعر عاشقانه, غزل ناب
یک لحظه از خیال تو ، آسوده نیستمترکم نکن ! ... که با تو بفهمم که کیستم
با رفتنت ، دوباره مرا امتحان نکن ...مهلت بده ! ... که بر سر عهدم بایستم
من ، آن مسافرم که به دنبال یک سرابیک عمر در امید وفای تو زیستم !
خاکت شدم ، که بلکه تو یک روز ، گُل شوی !اکنون به جز زمین لگد خورده ، چیستم ؟
بارانی است شهر تو ، هر روز ، بعد از این ...از بس که در فراق تو ، هر شب گریستم
#محسن_نظری
برچسبها: غزل عاشقانه, محسن نظری, بهترین اشعار, شعر عاشقانه, غزل ناب
با خودم از شهر نگاه تو ... غم آورده امحرف جدایی نزن ای عشق ... کم آورده ام
با من بیچاره ، چرا این همه بد میکنی ؟شکوه به درگاه خدا ، از ستم آورده ام
خشت به خشت بدنم ، بی تو در این خانه ریختاز بغلت ، خاطره ی ارگ بم آورده ام
تا همه ی شهر ... بداند تو خدای منی ،نام تو را ، جای گواه و قسم آورده ام
جان به کفم ! هر چه کنی ، باز نخواهی شنیداینکه به ابروی خود از غصه ، خم آورده ام
#محسن_نظری
برچسبها: غزل عاشقانه, محسن نظری, بهترین اشعار, شعر عاشقانه, غزل ناب
برچسب: قسم,
نویسنده: سپیده میرزاپور
منم آن عاشق دلخسته ی وسواس زده ،تو عروسی ، که به سر شاخه ای از یاس زده
نکنم پیش تو هرگز ، هوس باغ بهشت ...که لبت طعنه به شیرینی گیلاس زده !
تو خودت معجزه هستی و ... بجز خالق عشقچه کسی دست به این خلقت حساس زده ؟
به تو دلبسته ام آری ! ... چه سوالیست عزیز ؟که چرا دزد ، به یک معدن الماس زده ؟
تو خدا بودی و من ، بنده ی بی طاقت تو ...که شدم خسته از ایمان و ، از اخلاص ، زده !
چه کنم دلبرکم ... قلب تو سنگ است ... دریغ !چه کسی دیده که سنگی ، دم از احساس زده ؟
#محسن_نظری
برچسبها: غزل عاشقانه, محسن نظری, بهترین اشعار, شعر عاشقانه, غزل ناب
وقتش شده اقرار کنم ... معصیتم راتا خوب تماشا بکنی ... شخصیتم را
یا از دل من بگذر و بگذار بمیرم ،یا حوصله کن تلخی و حساسیتم را
جذب تو چنانم ، که اگر خُرد شوم ، بازهر ذره ی من ، حفظ کند خاصیتم را !
مرد است ، ولی مرد ، مگر اشک ندارد ؟اینقدر نزن بر سر من ، جنسیتم را !
کاش این غزلم ، بعد تو ناخوانده بماند ،تا عشق ، به یغما نبرد ... حیثیتم را
در قلب من اندوه بزرگیست پس از تواز من به رقیبان برسان تسلیتم را ...
#محسن_نظری
برچسبها: غزل عاشقانه, محسن نظری, بهترین اشعار, شعر عاشقانه, غزل ناب
برچسب: اعتراف,
نویسنده: سپیده میرزاپور
نگو که یــاد تــو با گریــه پـاک خواهد شد ،که قلب من به هوای تو خاک خواهد شد !
تمـام مـردم اگـر از تـو روی گــردانند ،کسی برای تو اینجا ، هلاک خواهد شد
اگر بهای تو مرگ است ، جان که چیزی نیستاشاره کن به تنم ، سینه چاک خواهد شد !
بخند و جلــوه گری کن ، که رنگ لبهایت ،برای باده فروشان ملاک خـــواهد شـد ... !
به جز دلـم که به دستت سپرده ام ، تنها"زمان" گواهی این عشق پاک خواهد شد
بگــو بمیرم اگر انتــظار ، بیــهوده سـت ...که بی تو زندگی ام ، هولناک خواهد شد
#محسن_نظری
برچسبها: غزل عاشقانه, محسن نظری, بهترین اشعار, شعر عاشقانه, غزل ناب
"بنام حضرت حق"
دوستان و سروران عزیزم ، ... سلام !
امیدوارم که روزگار به کام باشد و تا به اینجا سال پرباری را سپری کرده باشید.با یاری خدا ، اولین مجموعه غزل بنده با عنوان "تا پلک بر هم میزنی" به همت انتشارات خوب اقلیما منتشر شد. دوستان و عزیزانی که تمایل به تهیه کتاب دارند ، می توانند از طریق وب سایت نبض هنر (لینک زیر) ، اقدام به سفارش آنلاین نمایند :
سفارش آنلاین مجموعه غزل "تا پلک بر هم میزنی"
همچنین ، می توانید این مجموعه را از طریق فروشگاههای زیر نیز تهیه فرمایید :
کتابفروشی انجمن شاعران ایران - تلفن : 66970131(تهران ، خیابان انقلاب ، روبروی دانشگاه تهران ، پاساژ فروزنده ، طبقه منفی یک ، پ
به رغم عاشقی ، از غم کناره می گیرمبرای آمدنت ، ... استخاره می گیرمبه شوق روی تو هر شب ، درون رویایمبجای هدیه ، برایت ستاره می گیرم !دلم گرفته ، گمانم وصال ممکن نیست ،ببین که بی تو جنونی دوباره می گیرمکه واژه واژه ی هر بیت این غزل ها رابرایت از دل تنگم عصاره می گیرمبرای اینکه بگویم "غزل" فروشی نیستخودم برای خودم ، جشنواره می گیرم !تو رفته ای و پس از این ، به رسم هرسالهبرای عاشقی ام ، ... یادواره می گیرم !
#محسن_نظری
برچسبها: غزل عاشقانه, محسن نظری, بهترین اشعار, شعر عاشقانه, غزل ناب
اضطراب دیدن تو ... اضطراب دیگری ستآفتاب صبح دیدار ، ... آفتاب دیگری ست !باورش سخت است ، اینکه باز می بوسم تو رامن که شک دارم ! ... مبادا باز خواب دیگری ست؟داستان عاشقیمان ، ... چند دفتر می شودشرح هجران تو اما ، خود کتاب دیگری ست ...گفته بودند عاشقی ، پیچیدگی دارد ، قبول !پیچ و تاب مویت اما پیچ و تاب دیگری ست !گرچه استبداد چشمانت ، غرورم را شکستمطمئنم بازگشتت ، انقلاب دیگری ستاز سر شب درد دارم ، در سرم غوغا به پاستباز هنگام نزول شعر ناب دیگری ست ... !
#محسن_نظری
برچسبها: غزل عاشقانه, محسن نظری, بهترین اشعار, شعر عاشقانه, غزل ناب
برچسب: دیدار,
نویسنده: سپیده میرزاپور